الملا فتح الله الكاشاني

432

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

سوگند كه ما شفاعت كنيم شيعيان خود را تا آنكه مردمان يا دشمنان ما گويند كه ما را هيچ شفيعى و صديقى و حميمى نيست و ابان بن تغلب روايت كرده كه از ابى عبد اللَّه ( ع ) شنيدم كه ميفرمود كه ان المؤمن ليشفع يوم القيمة لاهل بيته فيشفع فيهم حتى يبقى خادمه فيقول و يرفع سبابته يا رب خويدمي كان يقينى الحر و البرد فيشفع فيه يعنى بدرستى كه مؤمن در روز قيامت شفاعت اهل بيت خود كنند حقتعالى شفاعت او را در حق ايشان قبول فرمايد پس هر دو انگشت سبابه خود را بردارد و گويد بار خدايا خادمك مرا از عذاب نجات ده كه او مرا از سرما و گرما نگاه داشته حقتعالى اجابت شفاعت او نمايد و در خبر ديگر از ابى جعفر ( ع ) منقولست كه ان المؤمن ليشفع بجاره و ما له حسنة فيقول يا رب جارى كان يكف عنى الاذى فيشفع فيه و ان ادنى المؤمنين شفاعة ليشفع لثلاثين انسانا بدرستى كه مؤمن همسايه خود را كه هيچ حسنهء از او صادر نشده باشد شفاعت نمايد و گويد بار خدايا همسايهء من دفع اذيت و ضرر از من ميكرد حقتعالى شفاعت او را دربارهء او قبول كند بدرستى كه كمترين اهل ايمان از روى شفاعت شفاعت سى كس تواند كرد و در آثار آمده كه هيچ جايى نباشد كه جمعى از مؤمنان آنجا مجتمع شوند كه در ميان ايشان بندهء باشد از اهل شفاعت الا كه شفاعت او در حق همهء ايشان قبول كنند و اهل كفر و شرك از اين سعادت محروم باشند و در عذاب ابدى گرفتار شوند و از روى تحسر گويند * ( فَلَوْ أَنَّ لَنا ) * پس كاشكى بودى ما را * ( كَرَّةً ) * بازگشتى به دنيا * ( فَنَكُونَ ) * تا ميبوديم * ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * از باور دارندگان و گرويدگان تا شفاعت ما ميكردند اينكلام تمنى ايشانست مر رجعت را و اقامة لو در مقام ليت بجهة تلافى ليت و لو است در معنى تقدير و ميتواند بود كه لو بر معنى شرطيه خود باشد و جواب آن محذوف اى ( فلو ان لنا كرة لفعلنا كذا و كذا ) و قوله * ( فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * جواب تمنى است يا عطفست بر زكرة اى ( لو ان لنا ان نكر فنكون من المؤمنين ) * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در آنچه مذكور شد از خبر ابراهيم و احتجاج او بقوم * ( لآيَةً ) * هر آينه علامتيست كه عقلا بدان عبرت گيرند و حجتى و موعظهء مر كسى را كه ارادهء آن نمايد كه به آن استبصار كند و به نظر اعتبار در آن نگرد چه قصهء وى بر انظم ترتيب است و احسن تقرير كه متأمل در آن متفطن مىشود به جهت عزارة علم او به جهت آنچه در او است از اشاره به اصول علوم دينيه و تنبيه بر دلايل آن و حسن دعوت او مرقوم خود را و حسن مخالفت او با ايشان و كمال اشفاق او بر ايشان و تصور امر در نفس خود و اطلاق وعده و وعيد بر سبيل حكايت به جهت تعريض و ايقاظ مر ايشان را تا ادعى